شعر
تمام ارزوی من! صدای سبز زندگی به انتظار
دیدنت گذشته لحظه ها
ببین
زمین تکیده است، هوا کبود مانده است
اگر چه شانه های ما
به زیر لحظه های سرد و بی کسی خمیده است
ولی هنوز هم در انتظار دیدن توایم
به روشنی باغ ارغوان
به گامهای سبز و پر توان
به دستهای پر تپش
قسم هنوز هم
تو را صدا می کنیم
که دیده ایم
سپیده ای ، افق افق شراره ای
که جاده های شرق بوی او دهند


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۸۵ ساعت توسط روح الله زارع
|